![]() |
![]() |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 20:19 توسط aydin |
|
|
ه که چقدر سخت است لحظه های دور از تو بودن ....آه که چقدر تلخ است بی تو بودن.... گاهی از این زندگی خسته می شوم، گاهی نیز از عشق دلشکسته می شوم ! گاهی در گوشه ای تنها می نشینم و اشک می ریزم، گاهی نیز عکس هایت را در آغوش می گیرم و از دلتنگی ات گریه می کنم. این است رسم عشق، چقدر دردناک است این لحظه های عاشقی..... پشیمانم از اینکه عاشقم، پشیمانم از اینکه در دام عشق گرفتارم دلم نمی آید رهایت کنم، حالا که عاشقت هستم دلم نمی خواهد قلب مهربانت را بشکنم ! به چه امیدی با تو باشم ای بهترینم؟ حال و هوای من از امروز دلگیرتر است! آه که چقدر این لحظه ها بی مروت است ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 20:12 توسط aydin |
|
|
کــاش بـــودی تـا دلـــم تنـــها نبــود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 20:10 توسط aydin |
|
|
Love Is That Ocean In Which , If You Drown
You Wonot Call For Help Becaus It Is The Suicide To Begin Another Beautiful Life عشق اقیانوسیست که اگر درونش غرق بشی نمیتونی طلب کمک کنی به خاطر اینکه این یک خود کشیه که تو مرتکب شدی برای یک زندگی جدید و زیبا ******** Love Means To See SomeOne With Closed Eyes , To Miss Some One In Crowd عشق یعنی با چشم بسته کسی را دیدن و از بین همه دلتنگ یک نفر شدن ******** When Things Go Wrong , When Sadness Feels Ur Heart When Tears Flow In Ur Eyes , Always Remember 3 Things I Am With You still With You Will Always b وقتی که اشتباهی پیش میآید ، وقتی که احساس ناراحتی میکنی وقتی که اشک از چشمات سرازیر میشه همیشه 3 چیز را به خاطر بیار من همیشه با توام هنوز با توام با تو خواهم ماند ******** Dont Wait Until It Is Too Latet , Tell SomeOne How Much You Love How Much You Care , Because When They're Gone No Matter How Loud You Shout And Cry , They Won't Hear You Anymore صبر نکن ، هرچه قدر هم دیر شده ، بهش بگو چقدر عاشقشی چه قدر برای تو اهمیت داره ، چون اگه اون بره دیگه مهم نیست هرچه قدر که تو فریاد بزنی و بلند گریه کنی ، اون دیگه صداتو نمیشنوه ******** To Find Some On In Eve Tought , To Life For SomeOne , Love SomeOne But Sure That Some One Is Only One برای یکی زندگی کن ، و عاشق یکی باش اما مطمئن باش که اون یک نفر یک نفره ******** Only The Open Heart recivers Love Only The Open Mind Recivers Wisdou Only The Open Hand Recivers Gift And Oly The Cute Ones Recivere Massages From Me فقط اونائی که قلب بزرگی دارن عشق رو دریافت میکنند فقط اونائی که روشن فکر هستند ، عقل و خرد رو دریافت میکنند فقط اونائی که دست و دل بازند هدیه رو دریافت میکنند و اونی که با مزه هست این پیغام من رو دریافت میکنه ******** I Love You So Compeletly Our Love Is Deep As The Ocean As High As Stars And As Special As Sky خیلی دوست دارم ، عشقمان بسیار عمیق مثل یک اقیانوس به بلندی ستاره ها و به بی نظیری آسمان ******** As Days Go By My Feelings Get Stronger , To Be In Your Arms I Can't Wait Any More , Look Into My Eyes And You Will See That It's True . Day And Knight My Thought Are Of You روزها میگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قویتر میکند ، بیشتر از این نمیتوانم صبر کنم ، توی چشمهای من نگاه کن ، خواهی دید که حقیقت داره ، روز و شب به فکر تو هستم ******** If There Were No Words , No Way To Speak I would Still Hear You If There Were No Tears No It to Feel In Side I Would Still Feel For You And Even If The Sun Refuse To Shine Even If All Ends Ran Out Love I Would Still have You Here اگر هیچ راه و حرفی وجود نداشت برای صحبت کردن من باز هم صدایت را میشنوم ، اگر هیچ اشکی وجود نداشت ، من تو را احساس میکنم و حتی اگر خورشید از تابیدن جلوگیری میکرد و تمام پایان ها به عشق منتهی میشد من تو را اینجا کنارم دارم ******** Thoes We Love Never Go Away , Ther Walke Beside Us every Day Un Seen... Un Hear... Still Near ... Still Loves ... Still Missed And Still Very Dear اونائی که ما عاشقشون هستیم هیچ وقت از ما دور نمیشوند هر روز کنار ما راه میروند اما دیده نمیشوند .... شنیده نمیشوند و هنوز نزدیک و هنوز عاشق .... هنوز دلتنگ و خیلی عزیز ******** Ultimate Truth Of Love: Love Is What: Can Be Felt , Not Told , It Can Be Given , Not Sold It Comes When You Least Expect It And Leves You When You Most Neet It آخرین حقیقت عشق: عشق چیزیست که: حس شدنیست ، نه گفتنی ، دادنیست ، نه فروختنی موقعی میاد که انتظارشو نداری ، و ترکت میکنه که بهش احتیاج داری ******** Be Mine Vallentine I Am Sending You This , Vallentine Wish With Hungs And Kisses Too Cause Ther A Place Here In My Neae That's Made Only For You Happy Vallentine Days مال من باش "ولنتاین" من این آرزوی ولنتاین را برای تو میفرستم ، با آغوشها و بوسه ها جائی را میسازم اینجا نزدیک خودم ، که فقط برای توس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 20:4 توسط aydin |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 18:28 توسط aydin |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 18:17 توسط aydin |
|
|
واژه واژه سطر سطر صفحه صفحه فصل فصل گیسوان من سپید می شوند همچنانکه سطر سطر صفحه های دفترم سیاه میشوند خواستی که با تمام حوصله تارهای روشن و سپید را رشته رشته بشمری گفتمت که دستهای مهربانیت در ابتدای راه خسته می شوند گفتمت که راه دیگری انتخاب کن دفتر مرا ورق بزن نقطه نقطه........... حرف حرف واژه واژه سطر سطر شعر های دفتر مرا مو به مو حساب کن !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 18:11 توسط aydin |
|
|
من / عشق پاک یعنی سرزمین لحظه یعنی بیداد عشق من باختن عشق جان یعنی زندگی لیلی و قمار مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق / من
عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی کردن پر ز و غم دردهای گریه خون/ درد بیشمار
عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن اسرار یعنی من / عشق پاک یعنی سرزمین لحظه یعنی بیداد عشق من باختن عشق جان یعنی زندگی لیلی و قمار مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق / من
عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی کردن پر ز و غم دردهای گریه خون/ درد بیشمار
عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن اسرار یعنی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:31 توسط aydin |
|
|
من ماندم و تنهایی و بغضی سرد که سخت مرا در آغوش کشیده دوست دارم هق هق گریه را سردهم تا از دلتنگی جدا شوم و دلم دست در دست دلت گذارد. اگر بازی ای کودکانه را آغاز کردی و از من پنهان شدی اعتراف می کنم پیدایت نمی کنم... التماس می کنم خودت را به من نشان بده... زهرخند لحظه ها باعث می شود که بغض را که تنها مهربان نا مهربانی ست که مرا در آغوش کشیده ببلعم. اما کاش با گریه دلم را سبک کنم... نیستی و من در سکوت حسرت یک همراز را می کشم... بیا، لحظه هایم گرمایشان را، رنگشان را از دست داده اند... نه سبز و نه آبی و نه هیچ رنگی دیگر نیست... واژه ها بی معنا شده اند... آغوش معنای گور می دهد... بیا و من را با خود ببر حتی شده به رویا... اینجا عشق را غریبانه به دار می کشند و بعد در سوگش میگریند... هیچ کس نمی داند چه می خواهد و من از ابتدا تو را طلب کرده ام... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:22 توسط aydin |
|
|
چند سخن کوتاه اما پند آموز: Ø دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من هنگام باتو بودن پیدا می کنم Ø عاشق کسی نباش که نمی داند عاشق او هستی Ø هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد ، کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود Ø اگر کسی تو را آنقدر که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد Ø دوست واقعی کسی است که دستهای تورا بگیرد ، اما قلب تورا لمس کند Ø بدترین شکل دلتنگی برای کسی این است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید Ø اگر می خواهی خود را خوشبخت بدانی، به چیزهایی فکر کن که داری نه چیزهایی که دوست داری داشته باشی Ø اگر در حین راه رفتن پایت پیچ خورد، بدان راه را اشتباه آمدی Ø هیچ وقت لبخند را ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی، چون هر کس امکان دارد در آن لحظه عاشق لبخند تو شود Ø تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی Ø هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران Ø شاید خدا خواسته که تو ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس فرد مناسب را ، بدین ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی سپاسگزار باشی Ø به چیزی که گذشت غم مخور، به آنچه پس از آن می آید لبخند بزن Ø زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری Ø اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد ، سعی نکن از او متنفر شوی، سعی کن فراموشش کنی بدترین انتظار برای کسی آن است که بدانی ، کسی که انتظارش را می کشی هرگز نخواهد آمد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:6 توسط aydin |
|
|
DO YOU KNOW آيا مي داني ؟! Do you know آيا مي داني ؟! Do you know آيا مي داني ؟! Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟! Do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟! If birds flying south is a sign of changes اگر پرندگان به طرف جنوب پرواز كنند نشانه اي از تغيير است At lest you can predict this every year حداقل مي تواني آن را هر سال پيش بيني كني Love , you never know the minute it ends suddenly عشق هرگز لحظه اي را نمي فهمي كه ناگهان به پايان برسد I can’t get it to speak من نمي تونم ( اون لحظه ) رو براي صحبت كردن به دست بيارم Maybe finding all the thing it took to save us شايد براي پيدا كردن همه چيز بايد خودمون در امان باشيم I could fix the pain that bleeds inside of me من مي توانم دردي را كه درون من خون ريزي مي كند تحمل كنم Look in your eyes to see some thing about me تو چشمات نگاه كن تا چيز هايي درباره ي من ببيني I’m standing on the edge and I don’t know what else to give من روي لبه ايستاده ام و نمي دونم چه چيز ديگه اي بايد بدم Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟! Do you know what it feels like to be the last one to know lock on the door has changed آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟! How can I love you how can I love you how can I love you how can I love you … چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم ؟! If you just don’t talk to me , baby اگه تو با من حرف نزني عزيزم If flow through my act من به طرف روحم در جريانم The question is she needed ترديد آيا او نياز دارد ؟! And decide all the man I can ever be و تصميم براي انساني كه مي تونم باشم Looking at the last 3 years like I did نگاه به 3 سال قبل همان كاري كه من كردم I could never see us ending like this من هرگز نمي تونم ببينم كه اين طوري تموم مي كنيم seeing your face no more no my pillow ديگه نمي توانم چهره ات را بر روي بالشم ببينم is a scene that’s never happened to me يك منظره ( مرحله ) اي است كه هرگز برام پيش نيامده but after this episode I don’t see you could never tell the next thing life could be اما بعد از اين داستان فكر نكنم هرگز بتوني چيز ديگه اي كه زندگي مي تونه باشه رو بگي do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟! do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟! do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟! do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟! do you know آيا مي داني ؟! do you know آيا مي داني ؟! do you know آيا مي داني ؟! do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟! do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed . آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:4 توسط aydin |
|
|
یه روز یه کف بین پیر نشست و فالمو گرفت اون رفت و هر چی گفته بود فکرو خیالمو گرفت غریب بود و یـه کم سیاه ٫ مهربونو ٫ خمیــده پشت چه بوی اسپندی می داد٫ چشاش نجیب بود و درشت
بهم نگاهی کردو گفت٫ فالتو می خوای بگیرم؟ گفتـم بگیـر ٫ بعـدم بگو ٫ بـگو چه وقتی میمیرم؟ گفت پسـرم کف می بینــم ٫ قهـوه و فنجون نـدارم نـــه بلـــدم نـــه دوس دارم اداشـــونـــو در بـــیـــارم گفتم بگو٫ اینـم دسام٫ از روی چپ می گی یــا راس خنــدیــد و گفت فرق نداره ٫ هردستی کـه میل شماس تــو زندگیت سختی دیــدی ٫ فالت چرا پــر از غــمــه؟ ک تـوی اسمت می بیــنم ٫ درس میگم نه ٫ آیدینه ؟
یکی رو دوس داشتی که رفت ٫ زنا همه عین همن خوبم توشون پیدا می شه ٫ خوبــا امــــا خیـلی کمــن بچــه بـودی چنـد تــا خطـــر گذشتـه از بـیــخ سرت خـــیــال داری سفــر بـــری ٫ خـــیـر الهی سـفرت
یکی دیــگه تــازگیــا تــو زنــدگیــت پیـــدا شــده زیــاد بهش تکیــه نکــن ٫ دوسـت داره ولی بده دشمن چقد زیاد داری٫ راستی مگه چکاره ای؟ فکر نکنـم دارا باشی ٫ نمی بینــم ستـاره ای
دو سه تــا لکــه می بینم٫ دلت شکستــه از کسی یکی تــه قلبـتــه کــه می خوای بهش زود بــرسی خــدا رو از یـــاد نبـــری ٫ آینـدتــم پـاکـه و نیـک دو سه تا سد تو راهـته٫دو تا بزرگ یکی کوچیک
یکی تو قوم و خویشتون یه کم مریضه ٫ مگه نه؟ همــونــــه کـه اسیــرشی ؟ واست عزیزه مگه نه ؟ نگــامو چیـــدم از نگــاش ٫ بـــا کلی غصه خنـدیـدم اصلن چی گفت و از کی گفت٫فالم چی بود نفهمیدم
آدمای فـالای من ٫ مثــل خودش عجیـب بودن یعنی خطّــا ی دسـم ٫ انـقــد کج و عجیـب بودن خیلی خجالت کشیدم٫ غم از نگاش چکه می کرد گفتم چرا فال می گیری تو ایـن هوای خیلی سرد؟
چیه٫ فالت درس نبود٫ می خوای که مزدمو ندی نـه هر چی گفتی راس بودش تو راه حلم بلدی؟ بغض گلوش آخــر سـر تـو شــهر چشماش ترکید گفت پسرم بــاور نکن ٫ هیچکسی فردارو نـدیـد
من یه غریبم و اسیر ٫ تـوشهرتون در بــه درم دروغ می گــم تــا شبمو یـــه جور به فردا ببرم منــم یـه بـندم مث تو ٫ تقدیرامون دست خــداس من کی بـاشم که بتونم٫ بگم تو طالعت کجاست
گذشتم و نذاشتم اون بیشتر از این بهم بگه اون ولی گفتش واسه فال نـرو پیش کسه دیگه دیدم اونــو کـه دوبــاره بــه یــه کس دیگه رسید بازم همون کف بیـنیـا ٫ دوبـاره بغضش تـرکیــد
دنیای بی وفــای مـا از ایـن کسا زیـاد داره از زمین و از آسمون غریب و کولی می باره از همه چی کــه بگــذریـم٫ تمامشم دروغ نبود شاید بــه خــاطر همیــن سرش زیاد شلوغ نبود
سر اونـا کـــه راس میـگن ٫ همیشه خیلی خــلــوتــه چه تــوی فـال ٫ چـه زندگی ٫ دنیـا پــر از خیــانــتــه کف بین پیر هر چی که گفت دلم یه گوشه ای نوشت تـا بـبـیـنـه حق بـا اونــه یــا بــازیــای سرنــوشــت
همه شبیـه هم شدیم ٫ فالامونـــم عیــن همـه اما فقط اون از کجا دونست کــه اسمم آیدینه؟ این که تموم شد و گذشت اما عجب کف بینی بود تـــه دلش زلال تــر از پیش گویی های چیـنی بود
دسام براش فرقی نداشت٫ اون با دلش فالمو گفت ازبعضی حرفا بگذریم٫ دروغ چـرا٫ راستـشو گفـت دل و ببین که همه جــا یـه جـور به دردت می خوره یکی بـاهـاش فـال می گیـره٫ یکی پــولاشو می شمره
خلاصه کــه دلای پــاک ٫ قسمت هــــر کس نمــیشه دلای روشــــن و زلال مــــال غــــریبـــــاس همیــــشه اینــم یــه قصهء عجیب ٫ فالی کــه چیـزی نمی خواست کف بینی با یه قلب صاف٫ نه دست چپ نه دست راست |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم بهمن 1388ساعت 9:34 توسط aydin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
salam.az in ke mennat gozashtin be web logam sar zadin mamnoonam.omidvaram lahazate khobi dashte bashin .............................................
|
| نوشته های پیشین |
|
88/12/01 - 88/12/29 88/11/01 - 88/11/30 88/10/01 - 88/10/30 88/09/01 - 88/09/30 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/06/01 - 85/06/31 |
| نویسندگان |
|
aydin جواد |
| پیوندها |
|
نیلوفر آبی یک نفر یک جایی دوستانه های زندگی آرزو جون مریم بانو leyla سعید جون بوی بارون فروشگاه اینترنتی24 |
|
RSS
|